خبرگزاری حوزه | رقابت فشرده رسانهای در سالهای اخیر، یک شاخص را به معیار اصلی موفقیت تبدیل کرده است: «جذب بیشتر مخاطب». افزایش بازدید، میزان درگیری کاربر و سهم بازار، گاه به مهمترین دغدغه مدیران رسانهای بدل میشود. اما در پس این رقابت، پرسشی بنیادین کمتر مورد توجه قرار میگیرد: در این فرآیند، مخاطب دقیقاً چه جایگاهی دارد؟ هدف است یا ابزار؟
پرسش از «ابزارانگاری مخاطب» صرفاً یک دغدغه اخلاقی فردی نیست؛ بلکه مسئلهای راهبردی در حکمرانی رسانهای است. هر نوع سیاستگذاری رسانهای، مبتنی بر نوعی تعریف از انسان است. اگر مخاطب صرفاً بهمثابه یک «واحد مصرف» دیده شود، طبیعی است که همه ظرفیتهای روانشناختی و رسانهای برای مدیریت، جهتدهی و نگهداشت او به کار گرفته شود. اما اگر او انسانی صاحب کرامت تلقی شود، قواعد بازی تغییر خواهد کرد.
در بسیاری از رویکردهای رایج رسانهای، مخاطب بر اساس الگوهای مصرف، نیازهای عاطفی و ترجیحات رفتاری تحلیل میشود. این شناخت، در جای خود ضروری و مفید است. اما خطر آنجاست که شناخت، به ابزار تسلط تبدیل شود؛ یعنی رسانه نه برای رشد مخاطب، بلکه برای کنترل سلیقه و تثبیت وابستگی او برنامهریزی کند. در این صورت، مخاطب از «هدف ارتباط» به «وسیله رقابت» تنزل مییابد.
انسان پیش از آنکه مخاطب باشد
در منطق اسلامی، انسان پیش از آنکه «مخاطب» باشد، «مکرَّم» است. قرآن کریم در آیه ۷۰ سوره اسراء میفرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ…». کرامت انسان، امری ذاتی و الهی است؛ نه وابسته به جایگاه اجتماعی، نه وابسته به قدرت، و نه حتی وابسته به میزان همراهی او با یک رسانه.
امیرالمؤمنین علی(ع) نیز در خطبه ۱85 نهجالبلاغه تأکید میکند که همه انسانها در خلقت خود برابرند و کرامت آنان وابسته به ثروت، قدرت یا جایگاه اجتماعی نیست. این بیان، هرگونه نگاه ابزاری به انسان را نفی میکند و معیار مواجهه با او را عدالت و حرمت میداند. با چنین مبنایی، رسانه دینی نمیتواند مخاطب را ابزار سود، رقابت یا اقناع سیاسی صرف بداند. تحقیر، کلیشهسازی، تحریک هیجانات ناسالم، یا بهرهکشی احساسی—حتی اگر به افزایش مخاطب منجر شو—با اصل کرامت انسانی ناسازگار است.
مرز ظریف میان «شناخت» و «ابزارسازی»
شناخت مخاطب یک ضرورت انکارناپذیر است. رسانهای که نیازها، دغدغهها و شرایط فرهنگی جامعه را نشناسد، نمیتواند اثرگذار باشد. اما در نگاه اسلامی، این شناخت مقدمه مسئولیت است، نه مقدمه سلطه.
اگر دادههای روانشناختی، جامعهشناختی و سبک زندگی تنها برای افزایش ماندگاری مخاطب و تقویت وابستگی او به کار گرفته شوند، رسانه به سمت مهندسی ذائقه حرکت میکند. اما اگر همین ابزارها در چارچوب اخلاق اسلامی قرار گیرند، میتوانند به تولید محتوایی منجر شوند که هم جذاب است و هم رشددهنده. تفاوت این دو رویکرد در یک نکته خلاصه میشود: آیا مخاطب «وسیله» است یا «غایت»؟
آزمون واقعی رسانه دینی
چالش اصلی در میدان رقابت رسانهای آشکار میشود. وسوسه جذب بیشتر مخاطب، گاه تولیدکننده را به سمت اغراق، هیجانزدگی و سطحیسازی سوق میدهد. در چنین شرایطی، تمایز رسانه دینی نه در شعار، بلکه در انتخابهای عملی آن مشخص میشود.
رسانهای که کرامت مخاطب را محور قرار دهد، حتی در برنامههای سرگرمکننده نیز از تحقیر و ابتذال پرهیز میکند. چنین رسانهای صرفاً به دنبال نگهداشت مخاطب نیست، بلکه به رشد فکری و اخلاقی او میاندیشد.
جمعبندی
پاسخ به این پرسش که «آیا رسانه دینی میتواند مخاطب را ابزار بداند؟» در منطق اسلامی روشن است: خیر. زیرا انسان، پیش از آنکه مخاطب باشد، مکرَّم است.
شناخت علمی مخاطب ضروری است، اما این شناخت باید در خدمت هدایت حکیمانه و تعالی انسانی قرار گیرد، نه در مسیر بهرهبرداری رقابتی. رسانه دینی زمانی به رسالت خود وفادار است که مخاطب را نه وسیله موفقیت خود، بلکه امانتی الهی بداند؛ انسانی صاحب عقل و اراده که شایسته احترام و رشد است.
سیدعبدالله میرخندان










نظر شما